X
تبلیغات

روزی که ابوذرهای نهاوند در تهران به خون خفتند

در بهمن ماه سال 1352 تقاضای تیرباران 6 جوان نهاوندی که در ادبیات آن روز رژیم حاکم، "خرابکار" قلمداد می‌شدند و توسط دادگاه‌های نظامی رژیم پهلوی صادر شده بود "از شرف عرض شاهانه گذشت" و با موافقت مستقیم شخص محمد رضاه شاه پهلوی آن 6 نفر که هیچ‌یک هم نظامی نبودند - عباد الله خدارحمی، ولی الله سیف، روح الله سیف، ماشالله سیف، حجت الله عبدلی و بهمن منشط - در صبح 30 بهمن ماه 1352 در میدان تیر چیتگر تهران تیرباران شدند.

جرم آنان مبارزه علیه رژیم پهلوی بود. این جوانان چنان که دربازجویی خود نزد ساواک گفته اند با مرامی مشترک گرد هم آمده بودند تا برای محرومان دیار خود کاری بکنند.

آنان نام ابوذر را به تاسی از ابوذر غفاری صحابه معروف پیامبر اسلام - که دکتر علی شریعتی در نوشته های خود به وی هویت جدیدی مبتنی بر مبارزه برای اصلاح وضع موجود بخشیده بود- برای گروه خود انتخاب کرده بودند.


اجساد تیرباران شدگان تحویل خانواده ها نشد و پنهانی در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شدند. به زعم رژیم همه چیز تمام شد اما نه تازه همه چیز شروع شده بود. از سوی دیگر به مصداق:

دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند

تنها 5 سال بعد از شهادت اعضای گروه ابوذر، طومار 2500 سال شاهنشاهی ایران در هم نوردیده شد و با تلاش خانواده ها، قبور آنها پیدا و چند دهه بعد طبق وصیت شهدا بقایای اجساد مطهر آنان به زادگاهشان نهاوند منتقل شد.

این نوشتار در صدد است تا پرتوی بر پیامدهای اقدامات گروه ابوذر و نقش آنها در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی بیفکند.

درباره اقدامات گروه ابوذر خوشبختانه چند کتاب به رشته تحریر در آمده است  و علاقه مندان می توانند به آنها مراجعه کنند. پیش از همه کتابچه ای بود که در همان سال های اول انقلاب به رشته تحریر در آمده بود و اطلاعات مختصری درباره آنان داشت.

پس از آن صاحب این قلم کتابی با نام "گروه ابوذر" نگاشت که در سال 1381 توسط مرکز انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شد. "تاریخ شفاهی گروه ابوذر" به قلم خانم رزا ناظم، "ستاره های ابوذر به تیرک خونین نشسته اند" به قلم محمد رضا علی حسینی، "اسناد ساواک درباره گروه ابوذر" به کوشش حجت الاسلام علی بخشی،"سوگ سواران" به قلم محمد ساکی و ... هریک به نوعی به ادای دین درباره اقدام سترگ ابوذریان نهاوند پرداخته اند.

بنا براین در اینجا نه به اقدامات بلکه به صورت مختصر به برخی پیامدهای اقدامات و شهادت اعضای گروه ابوذر پرداخته خواهد شد. به نظر این پیامدها در دو بعد محلی و ملی قابل تامل هستند:

درباره بعد "محلی" پیامدهای اقدامات و شهادت اعضای گروه ابوذر می توان گفت با توجه به خوشنامی و مردمداری اعضای این گروه که همگی از جوانان مومن،معتقد و کمک حال محرومان و درماندگان نهاوند بودند، خبر تیرباران 6 جوان کم سن و سال آن هم در تهران، ضربه(شوک) بزرگی به شهر کوچک نهاوند وارد کرد و موجب شد تا مردم همگی با این سوال بزرگ روبرو شوند که: "بای ذنب قتلت؟" به کدام گناه کشته شدند؟و این خود بیداری عموم مردم شهر را در پی داشت.

در نتیجه همین بیداری است که بلافاصله گروه ابوذر 2 با گستره وسیع تری از اعضاء و محل فعالیت شکل گرفت و شروع به مبارزه علیه رژیم شاه در نهاوند و تهران کرد. برخی اعضای این گروه نیز در اواخر سال 1353 دستگیر و تا سال 57 در زندان ماندند.پس از آنها نیز باز افرادی دیگر بیرق مبارزه با رژیم را برافراشته نگه داشتند، بیرقی که تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی در اهتزاز بود.

در این سال ها تعدادی از فرزندان نهاوند با جرایم سیاسی که همه به نوعی متاثر از اقدامات گروه ابوذر بود در زندان های رژیم در تهران به سر می بردند. تداوم حبس برخی اعضای گروه ابوذر که حکم اعدام نگرفته بودند و یا مرتبطان با آنها که در آن میان چهره وجیه المله محمد طالبیان به عنوان یکی از معلمان متدین و برجسته نهاوندی نیز وجود داشت همچنان آتش مبارزه علیه رژیم را بر افروخته نگه می داشت.

به عبارتی می توان گفت علاوه بر خانواده های شهدا و اسراء، همه مردم نهاوند با وابستگی های نسبی و سببی و یا فکری به صف مخالفان رژیم پیوسته بودند و این مخالفت در تظاهرات های خیابانی سال 1357 به خوبی خود را نشان داد جایی که مردم شهر چند ماه پیش از پیروزی انقلاب در یک کوشش همگانی مجسمه شاه را از میدان مرکزی شهر فروکشیدند و اولین در این نوع اقدام بودند.


درباره بعد "ملی" پیامدهای اقدامات گروه ابوذر می توان گفت با توجه به ارتباطات آنان با روحانیت مبارز و شاگردان امام خمینی همانند آیت الله ربانی شیرازی،حجت الاسلام فاکر خراسانی و ... در قم و اقدام نهایی آنان در خلع سلاح یک پلیس شهربانی در شهر قم، ساواک به این موضوع حساس شد. در نتیجه بازجویی ها و تحقیقات ساواک گوشه های بیشتری از این ارتباطات هویدا شد.


با کشف ارتباط اعضای گروه و روحانیت، شورای تامین قم تصمیم به مقابله جدی با روحانیت مبارز که عمدتا شاگردان و دوستداران رهبر در تبعید انقلاب بودند،گرفت. بدین ترتیب 25 نفر از یاران امام و چهره های شاخص حاکمیت در بعد از انقلاب اسلامی همانند آیات: منتظری،مشکینی،جنتی،صانعی،گرامی،معادیخواه،محمدیزدی،مومن،خزعلی،ربانی شیرازی،ربانی املشی،آذری قمی،خلخالی و ... تبعید شدند.

این موضوع که شاید شدیدترین برخورد حاکمیت با یاران امام بعد از قیام 15 خرداد 1342 بود در نتیجه اقدام اعضای گروه ابوذر نهاوند در قم صورت گرفت. تبعید این افراد به اقصا نقاط ایران زمین علاوه بر این که موجب گسترش بذرهای انقلاب در جای جای کشور شد،خود آن افراد را نیز در کوران حوادث آبدیده تر و برای انقلابی گری در سال های باقی مانده تا پایان رژیم پهلوی مصمم تر ساخت. با این همه آیا به راستی انقلاب مدیون گروه ابوذر نیست؟

هنوز ماجرای ابوذران نهاوند به اتمام نرسیده است. همچنان که با گذشت 44 سال همچنان یاد آنان زنده و تازه است، باید باز هم زمان بگذرد تا آیندگان هر یک از منظر خود از اهمیت خون به ناحق ریخته آنان تحلیل ها ارائه کنند و در پایان به قول خواجه شیراز:

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
منبع:سایت تحلیلی خبری عصرایران



icon تعداد بازدید : ۹۳
  • نوشته : محمدامین آزادبخت (مورخ)
  • دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶
  • چاپ این صفحه

    ارسال نظر

    نام شما :
    آدرس وب سایت :
    پست الکترونیک :
    پیام شما :
    کد امنیتی :

    ابزار رایگان وبلاگ

    هدایت به بالای صفحه